
Re: دلتنگی از دوران دانشجویی و دوستان
سلام دوستان
از روز اول که پامو برای اولین بار به خمین گذاشتم تا الان که دارم این مطلب و تایپ میکنم چشم بهم زدنی بیشتر برام نگذشته
اگر بخوام دستاورد هامو توی این 5 سال لیست کنم جزیی ترین بخش اون علمی و مخصوصا حقوقی یه
شاید من باید کلاهمو بالاتر بذارم و بخودم بگم حاشا به غیرتت جوون امااا افسوس ..
نمیخوام از بد بد بد ای زندگی بگم اماااا کلی دوست توی اون 5 سال بدست آوردم فکر میکردم تا توی قبرم با هام خواهند بود واقعا جز این فکر نمیکردم چه شبا که برا تهیه غذا دیروقت مجبور بودیم از خونه بزنیم بیرون توی اون سرما های کشنده زمستون 84 وای خدا یادش بخیر یعنی تموم شد ..
هیچ وقت فکر نمیکردم اون دوران تموم شه ، ..
خفن ترین خاطره سردم
نمیدونم ترم 6 بود یا کمتر زمستون خیلی سردی بود خیلی سرد سرد سرد سرد
من و مهدی 2 نفری با هم خونه داشتیم 8 نفر دوستای عمرانی مونم با هم خونه داشتن
موقع امتحانا شد .....اما از بد روزگار تمام تاسیسات آب ی خونه این 8 نفر (تمامی لوله های آب ,تمامی لوله های فاضلاب ، حتی چاه فاضلاب ) این بندگان خدا بر اثر سرما یخ زد
آقا ما هم جوون بودیم و ته معرفت امتحانا رو مجبور شدیم با این جمعیت کثیر بگذرونیم
القصه هر روزی بالاخره یکی امتحان داشتی یکی نداشت خلاصه سر کردیم با هم اینم بگم تمام امکانات خونه ما حدااکثر برای 3 نفر بود ببینید 10 نفر ی چجوری سر کردیم
امااا ماجرا خفن خاطره ازین جا شروع میشه
یه روز من و 2 تا از بچه ها قصد کردیم بریم خونه اونا یه جوری آب اصلی رو باز کنیم بقیه ماجرا دیگه مهم نبود فقط آب به دستشویی میرسید ما به هدف مون میرسیدیم راستشو بگم من دلم میخواست یه جوری دکشون کنم البته نه به این غلظت
خلاصه تمامی شیوه های مدرن،سنتی ،پیچیده، فنی، علمی ، غیر علمی ، ..... رو بکار بردیم تا این لوله باز بشه نشد که نشد
تمام این کارا تا حدود 8 شب طول کشید من دیگه انصراف خودمو با کلی جراحت چون فرداش امتحان تجارت 2 داشتم اعلام کردم گفتم پاشید جولو پلاستونو جمع کنید میریم خونه ما دیگه بیخیال
واقعا فکر میکنید من تجارت 2 با این وضعیت قبول شدم ؟
